۱.بابا ما با خودمون حال میکنیم که می نویسیم! اصلا" هر کی که می نویسه حتما" با خودش حال می کنه دیگه!
ولی اگه قرار بود دوباره شروع کنم حتما" یه جور دیگه شروع می کردم.
۲.رفتم بلاگ رضا شکراللهی یه چیزی بگم (اخرم نفهمیدم وبلاگش با روزی پنجهراز بازدید نهایتا" چهل تا کامنت داره! تازگیا خیلی حال می کنم با این جور جاهای کم کامنت پر بیننده) بعد یکی کامنت گذاشته بود " خیلی قشنگ بود اگه خواستی بیا با هم تبادل لینک کنیم!!" گفتم بیچاره عجب کسی رو هم واسه تبادل لینک و من اپم سر بزن انتخاب کرده!
.
۳." کامنت های بی ربط حذف خواهند شد." برنامه ی جدیدیه که یاد گرفتم.تابلوشو همین روزا اون ور میزنم بالا. من نمیدونم چه جوری باید بفهمونم کامنتینگ باز معنیش این نیست که بیا کامنت بده!
.
۴.من دارم صرفه جویی می کنم که واسه نمایشگاه کتاب بتونم خودمو خفه کنم بعد این مرتیکه اومده میگه بخش ناشرای داخلی قراره تو مصلا برگزار شه.سال پیش هم قرار بود ولی خاتمی نذاشت.تو رو قران اصلا" من همین فضای نمایشگاهو دوست دارم بشینم لب استخرش ساندویچ بخورم بعد سر ظهر برم تو کنفرانساشون شرکت کنم این اومده میگه مصلا.مصیبتی داریم ماها! پارسال رفتیم غرفه ی شرق معین اومده بود.یکی بغلم وایساده بود.الکی پرسید کیه گفتم رییس جمهور آینده!! گفت زرشک! بعد نگاش کردم دیدم یا علی! طرف خود بن لادنه!
.
۵.خوبم تا وقتی پای کسی رو دمم نباشه.وقتی بد میشم خیلی خطرناک میشم.اینو از من بپذیر.هنوز بد نشدم.
.
۶.می دونستم دانشکده پایینیه شیمی میخونه ولی فکرشو نمی کردم اینجوری جلوم سبز شه! اون نه ها ، این. گفتم چطوری؟ گفت خوبم! گفتم سعید خوبه گفت آره.گفتم اون چطوره گفت اونم خوبه! گفتم منم خوبم! ایشالله همه مون با هم بمیریم من راحت شم!
.
۷. یه کشف جدید کردم تو بلاگستان! قول دادم اسم نیارم ولی دست به قلمش محشره.خیلی هم دلش میخواد ناشناس باشه و تازه به طور خصوصی هم اسم روزنامه هایی که توش می نویسه رو گفت. میگم چرا ازش خوشم میومد. پیشنهادش هم حالا بعدا" ولی نمیدونم چی جواب بدم. پیشنهاد بی شرمانه ای نیست بابا درباره ی نوشتنه!
بقیه ش واسه بعد!
۸.یه آلبوم اومده نمی دونم اسم طرف چیه. رپ می خونه و انصافا هم که قشنگ میخونه:
" کاش خونه مون دو تا کوچه بالاتر از ایستگاه خط فقر بودش
اتوبوس بدبختی و بدهی و بیکاری توی راه خط فقر نبودش! "